پرش به محتوای اصلی

محاسبه بهای تمام‌شده محصول و خدمات

خلاصه

بهای تمام‌شده‌ی محصول جمع مواد مستقیم، دستمزد مستقیم و سربار تولید است. طبق استاندارد حسابداری شماره‌ی ۸، سربار ثابت بر مبنای ظرفیت معمول تولید تسهیم می‌شود و هزینه‌ی ظرفیت بلااستفاده در همان دوره هزینه می‌شود، نه اینکه بهای هر واحد را بالا ببرد. مخارج فروش، سربار اداری و ضایعات غیرعادی هم جزو بهای تمام‌شده نیستند.

نوشته‌ی تحریریه تلفیقانتشار: آخرین بازبینی: حدود ۸ دقیقه مطالعه
محاسبه بهای تمام‌شده محصول و خدمات

بهای تمام‌شده‌ی محصول جمع سه جزء است: مواد مستقیم، دستمزد مستقیم و سربار تولید. استاندارد حسابداری شماره‌ی ۸ ایران این اجزا را «مخارج خرید» و «مخارج تبدیل» می‌نامد و یک قاعده‌ی مهم برای سربار ثابت دارد: سربار ثابت باید بر مبنای ظرفیت معمول فعالیت به محصولات تسهیم شود و هزینه‌ی ظرفیت بلااستفاده در همان دوره به‌عنوان هزینه‌ی عملیاتی شناسایی شود (بند ۱۱). یعنی ماهی که کارگاه نیمه‌تعطیل بوده، نباید بهای هر محصول را دو برابر نشان دهد. مخارج فروش، سربار اداری و ضایعات غیرعادی هم جزو بهای تمام‌شده نیستند (بند ۱۸).

این راهنما برای تولیدکنندگان کوچک و متوسط و کسب‌وکارهای خدماتی نوشته شده است: اجزای بهای تمام‌شده، تسهیم سربار، دو روش اصلی هزینه‌یابی یعنی سفارش‌کار و مرحله‌ای، و محاسبه‌ی بهای یک پروژه‌ی خدماتی، هر کدام با مثال عددی.

  • بهای تمام‌شده = مواد مستقیم + دستمزد مستقیم + سربار تولید (ثابت و متغیر).
  • سربار ثابت بر پایه‌ی ظرفیت معمول تسهیم می‌شود؛ هزینه‌ی ظرفیت بلااستفاده در همان دوره هزینه می‌شود.
  • مخارج فروش، سربار اداری، انبارداری محصول نهایی و ضایعات غیرعادی جزو بهای تمام‌شده نیستند.
  • سفارش‌کار برای محصولات و پروژه‌های متمایز؛ مرحله‌ای برای تولید انبوه و یکنواخت.
  • در کسب‌وکار خدماتی، بهای هر پروژه از ساعت کار کارکنان، مخارج مستقیم و سهمی از سربار ساخته می‌شود.

بهای تمام‌شده از چه اجزایی تشکیل می‌شود؟

جزء تعریف نمونه مرجع در استاندارد ۸
مخارج خرید بهای خرید به‌علاوه‌ی حقوق و عوارض گمرکی و حمل؛ منهای تخفیفات تجاری چوب و پارچه‌ی مبل، با هزینه‌ی حمل تا کارگاه بند ۷
دستمزد مستقیم کاری که مستقیماً به محصول مربوط است دستمزد نجار و رویه‌کوب بند ۹
سربار متغیر تولید مخارج غیرمستقیمی که با حجم تولید تغییر می‌کند مواد و دستمزد غیرمستقیم، برق ماشین‌آلات بند ۱۰
سربار ثابت تولید مخارج غیرمستقیمی که با حجم تولید نسبتاً ثابت می‌ماند استهلاک و نگهداری ساختمان و تجهیزات کارخانه، مدیریت کارخانه بند ۱۰

و آنچه نباید در بهای تمام‌شده بیاید (بند ۱۸): مبالغ غیرعادی ضایعات مواد و دستمزد، مخارج انبارداری (مگر انبارداری در میانه‌ی فرایند تولید)، سربار اداری که در رساندن موجودی به وضعیت فعلی نقشی ندارد، و مخارج فروش. بند ۱۹ هم مخارج مدیریت عمومی را از مخارج تبدیل خارج می‌کند؛ اما برای کسب‌وکارهای کوچکی که مدیر در همه‌ی عملیات حضور دارد، اجازه داده این مخارج با مبنایی منصفانه میان تولید، فروش و اداری تقسیم شود.

سربار چگونه به محصولات تسهیم می‌شود؟

سربار را نمی‌توان مستقیم به هر محصول نسبت داد؛ باید با «روشی سیستماتیک» تسهیم شود (بند ۱۰). روش رایج این است که برای سال یک نرخ سربار تعیین کنید: سربار بودجه‌شده تقسیم بر یک مبنای فعالیت، مثل ساعت کار مستقیم یا ساعت کار ماشین. بعد هر محصول به نسبت فعالیتی که مصرف کرده، سربار می‌گیرد.

برای سربار ثابت، مبنای محاسبه‌ی نرخ باید ظرفیت معمول باشد، یعنی تولید متوسطی که انتظار می‌رود در شرایط عادی و طی چند دوره، با احتساب توقف‌های برنامه‌ریزی‌شده برای تعمیرات، به دست بیاید (بند ۱۱). بند ۱۲ برای تعیین آن سه عامل را برمی‌شمارد: ظرفیت طراحی‌شده‌ی دستگاه‌ها با شرایط کار (مثلاً یک یا دو شیفت)، بودجه‌ی سطح فعالیت، و تولیدی که در عمل در سال‌های اخیر به دست آمده است.

یک کارگاه مبلمان برای سال ۱۴۰۵ سربار ثابت تولید را ۱٬۲۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال و ظرفیت معمول را ۱۰٬۰۰۰ ساعت کار مستقیم در سال برآورد کرده است. سربار متغیر حدود ۳۰٬۰۰۰ ریال در هر ساعت است.

  • نرخ سربار ثابت: ۱٬۲۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ÷ ۱۰٬۰۰۰ = ۱۲۰٬۰۰۰ ریال در ساعت
  • نرخ کل سربار: ۱۲۰٬۰۰۰ + ۳۰٬۰۰۰ = ۱۵۰٬۰۰۰ ریال در ساعت

اگر در پایان سال فقط ۸٬۰۰۰ ساعت کار شده باشد، سربار ثابتی که به محصولات رسیده ۸٬۰۰۰ × ۱۲۰٬۰۰۰ = ۹۶۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال است. ۲۴۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال باقی‌مانده، هزینه‌ی ظرفیت بلااستفاده است و طبق بند ۱۱ در همان سال و پس از سود ناخالص به‌عنوان هزینه‌ی عملیاتی شناسایی می‌شود، نه اینکه روی بهای محصولات سرشکن شود.

چرا این قاعده مهم است؟ اگر سربار ثابت روی تولید واقعی کم سرشکن شود، بهای هر محصول در ماه‌های کم‌کاری بالا می‌رود و مدیر ممکن است قیمت فروش را بالا ببرد یا سفارشی سودآور را رد کند، در حالی که مشکل واقعی ظرفیت خالی است، نه گرانی محصول.

هزینه‌یابی سفارش‌کار و مرحله‌ای چه فرقی دارند؟

استاندارد ۸ در بند ۳۴ از این دو روش به‌عنوان راه‌های تخصیص مخارج به موجودی نام می‌برد. انتخاب میان آن‌ها به نوع تولید بستگی دارد:

ویژگی هزینه‌یابی سفارش‌کار هزینه‌یابی مرحله‌ای
نوع تولید محصولات یا سفارش‌های متمایز تولید انبوه محصول یکنواخت
واحد محاسبه هر سفارش یا پروژه هر مرحله‌ی تولید در یک دوره
نمونه مبلمان سفارشی، چاپ، پیمانکاری، مشاوره مواد غذایی، شوینده، مصالح ساختمانی
گزارش کلیدی کارت هزینه‌ی هر سفارش گزارش بهای تمام‌شده‌ی هر مرحله با واحدهای معادل

سفارش‌کار: کارگاه مبلمان سفارش ۲۰ صندلی را انجام می‌دهد. مواد مستقیم ۱۸۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال، ۱۵۰ ساعت کار مستقیم با نرخ ۴۰۰٬۰۰۰ ریال در ساعت، یعنی ۶۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال دستمزد، و سربار ۱۵۰ × ۱۵۰٬۰۰۰ = ۲۲٬۵۰۰٬۰۰۰ ریال. بهای تمام‌شده‌ی سفارش ۲۶۲٬۵۰۰٬۰۰۰ ریال و بهای هر صندلی ۱۳٬۱۲۵٬۰۰۰ ریال است.

مرحله‌ای: یک تولیدکننده‌ی مواد غذایی در یک ماه ۴۸۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال مواد (که ابتدای فرایند اضافه می‌شود) و ۳۳۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال مخارج تبدیل دارد. ۱۰٬۰۰۰ واحد تکمیل شده و ۲٬۰۰۰ واحد در پایان ماه ۵۰ درصد تکمیل‌اند. واحدهای معادل: مواد ۱۲٬۰۰۰ و تبدیل ۱۰٬۰۰۰ + ۱٬۰۰۰ = ۱۱٬۰۰۰. بهای هر واحد معادل: مواد ۴۰٬۰۰۰ و تبدیل ۳۰٬۰۰۰ ریال، پس هر واحد کامل ۷۰٬۰۰۰ ریال. کالای ساخته‌شده ۱۰٬۰۰۰ × ۷۰٬۰۰۰ = ۷۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال و کالای در جریان ساخت ۲٬۰۰۰ × ۴۰٬۰۰۰ + ۱٬۰۰۰ × ۳۰٬۰۰۰ = ۱۱۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال؛ جمع همان ۸۱۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال مخارج ماه است.

محصولات مشترک و فرعی چگونه قیمت‌گذاری می‌شوند؟

گاهی یک فرایند هم‌زمان چند محصول می‌دهد: مثلاً کارخانه‌ای که از یک ماده‌ی اولیه دو محصول اصلی می‌سازد، یا کارگاهی که در کنار محصول اصلی، ضایعات قابل فروش دارد. طبق بند ۱۴، اگر مخارج تبدیل هر محصول جداگانه قابل تشخیص نباشد، باید بر مبنایی منطقی و یکنواخت، مثلاً ارزش نسبی فروش هر محصول، تسهیم شود. محصولات فرعی که معمولاً کم‌اهمیت‌اند، به خالص ارزش فروش اندازه‌گیری می‌شوند و این مبلغ از بهای محصول اصلی کسر می‌شود.

بهای تمام‌شده‌ی خدمات چگونه محاسبه می‌شود؟

در کسب‌وکار خدماتی، «محصول» معمولاً یک پروژه یا قرارداد است و بزرگ‌ترین جزء بهای آن، وقت کارکنان است. منطق همان هزینه‌یابی سفارش‌کار است: ساعت‌های کار هر نفر روی پروژه، ضرب در بهای هر ساعت او (حقوق و مزایا و سهم بیمه‌ی کارفرما تقسیم بر ساعت‌های کاری)، به‌علاوه‌ی مخارج مستقیم پروژه و سهمی منصفانه از سربار.

یک شرکت مشاوره پروژه‌ای را با قرارداد ۲۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریالی انجام می‌دهد. سه مشاور جمعاً ۱۲۰ ساعت روی آن کار کرده‌اند و بهای هر ساعت کار، با حقوق و بیمه، ۹۰۰٬۰۰۰ ریال است: ۱۰۸٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال. مخارج مستقیم، مثل سفر به محل کارفرما، ۱۲٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال و سهم سربار دفتر ۲۵ درصد بهای کار، یعنی ۲۷٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال است. بهای تمام‌شده‌ی پروژه ۱۴۷٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال و حاشیه‌ی آن ۵۳٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال، حدود ۲۶ درصد درآمد، است.

بدون ثبت ساعت کار روی پروژه‌ها، کسب‌وکار خدماتی فقط سود کل را می‌بیند و نمی‌داند کدام مشتری یا کدام نوع پروژه سود می‌سازد و کدام زیان. برای شرکت‌های مشاوره، همین گزارش پایه‌ی قیمت‌گذاری قرارداد بعدی است.

رایج‌ترین اشتباه‌ها در محاسبه‌ی بهای تمام‌شده کدام‌اند؟

  1. گذاشتن مخارج فروش و اداری در بهای محصول: طبق بند ۱۸، مخارج فروش و سربار اداری هزینه‌ی دوره‌اند؛ آوردنشان در بها، موجودی را بیش از واقع نشان می‌دهد.
  2. تسهیم سربار ثابت روی تولید واقعی در ماه‌های کم‌کاری: بهای واحد را بالا می‌برد؛ مبنا باید ظرفیت معمول باشد.
  3. نادیده گرفتن ضایعات غیرعادی: ضایعات غیرعادی هزینه‌ی دوره است، نه بخشی از بهای محصول سالم.
  4. فراموش کردن حمل و گمرک در بهای مواد: طبق بند ۷، این مخارج جزو بهای خرید هستند.
  5. بهای ساعت کار بدون بیمه و مزایا: بهای واقعی هر ساعت، حقوق ناخالص به‌علاوه‌ی سهم بیمه‌ی کارفرما و ذخیره‌ی عیدی و سنوات است؛ جزئیات آن را در راهنمای محاسبه‌ی حقوق و دستمزد آورده‌ایم.

بهای تمام‌شده‌ای که این‌طور ساخته می‌شود، پایه‌ی ارزیابی موجودی است؛ پس از آن، روش خروج کالا از انبار تعیین می‌کند کدام بها به فروش می‌رود. این مرحله را در راهنمای روش‌های ارزیابی موجودی توضیح داده‌ایم.

بهای تمام‌شده در نرم‌افزار حسابداری

در تلفیق، مراکز هزینه مخارج هر بخش را جدا نگه می‌دارند و گزارش هر مرکز را می‌دهند؛ پروژه‌ها مخارج و درآمد خود را از هزینه‌ها و فاکتورهای تأییدشده‌ی مرتبط به‌صورت خودکار جمع می‌کنند؛ و با تأیید فاکتور فروش، بهای تمام‌شده‌ی کالای فروش‌رفته از موجودی انبار ثبت می‌شود. برای تولیدکنندگان، مراکز هزینه و حساب‌های دفتر کل پایه‌ی پیگیری سربار هر بخش‌اند؛ محاسبه‌ی نرخ سربار و کارت هزینه‌ی هر سفارش را با همان روش‌های این راهنما انجام دهید.

پرسش‌های پرتکرار

چه مخارجی نباید در بهای تمام‌شده‌ی محصول بیاید؟

طبق بند ۱۸ استاندارد حسابداری ۸: مبالغ غیرعادی ضایعات، مخارج انبارداری (به‌جز انبارداری در میانه‌ی تولید)، سربار اداری و مخارج فروش. این‌ها در دوره‌ی وقوع هزینه می‌شوند.

ظرفیت معمول چیست و چرا در تسهیم سربار مهم است؟

تولید متوسطی است که انتظار می‌رود در شرایط عادی و طی چند دوره به دست بیاید. تسهیم سربار ثابت بر پایه‌ی آن مانع می‌شود که در دوره‌های کم‌کاری بهای هر محصول بیش از واقع نشان داده شود؛ هزینه‌ی ظرفیت خالی در همان دوره هزینه می‌شود.

هزینه‌یابی سفارش‌کار برای چه کسب‌وکارهایی مناسب است؟

برای تولید یا خدماتی که هر سفارش آن متمایز است: مبلمان و چاپ سفارشی، پیمانکاری، و پروژه‌های مشاوره و فناوری. هر سفارش کارت هزینه‌ی خود را دارد.

واحد معادل در هزینه‌یابی مرحله‌ای چیست؟

تعداد واحدهای کاملی است که کار انجام‌شده روی واحدهای نیمه‌تمام معادل آن است. مثلاً ۲٬۰۰۰ واحدی که ۵۰ درصد تبدیل شده‌اند، برای مخارج تبدیل معادل ۱٬۰۰۰ واحد کامل‌اند.

بهای هر ساعت کار کارمند را چطور حساب کنیم؟

حقوق و مزایای ماهانه به‌علاوه‌ی سهم بیمه‌ی کارفرما و ذخیره‌ی عیدی و سنوات را جمع کنید و بر ساعت‌های کاری ماه تقسیم کنید. این بها، پایه‌ی محاسبه‌ی بهای پروژه‌ها و قیمت‌گذاری خدمات است.

منابع

  1. استاندارد حسابداری شماره ۸ — حسابداری موجودی مواد و کالا (بندهای ۶ تا ۲۰ و ۳۴) — سازمان حسابرسی
  2. فهرست استانداردهای حسابداری مصوب — سازمان حسابرسی

مقالات مرتبط

مقالات مشابه که ممکن است برای شما جالب باشند

چک صیادی در حسابداری: ثبت، وصول و برگشت

چک صیادی در حسابداری: ثبت، وصول و برگشت

چک صیادی چکی است که دسته‌چک آن از سامانه‌ی یکپارچه‌ی صیاد بانک مرکزی صادر شده است. طبق اصلاحیه‌ی ۱۳۹۷ قانون صدور چک، صدور و انتقال چک باید در این سامانه ثبت شود، چک در وجه حامل و پشت‌نویسی ممنوع است و بانک فقط به دارنده‌ی نهایی ثبت‌شده پرداخت می‌کند. در حسابداری، چک تا وصول، سند دریافتنی یا پرداختنی است، نه وجه نقد.

اظهارنامه مالیات عملکرد: مهلت، مدارک و خطاهای رایج

اظهارنامه مالیات عملکرد: مهلت، مدارک و خطاهای رایج

اظهارنامه‌ی مالیات عملکرد گزارشی است که هر صاحب کسب‌وکار و هر شرکت سالی یک بار از درآمد و مالیات خود به سازمان امور مالیاتی می‌دهد. طبق قانون، صاحبان مشاغل تا پایان خرداد و اشخاص حقوقی تا چهار ماه پس از پایان سال مالی مهلت دارند. برای عملکرد ۱۴۰۴ این مهلت‌ها تمدید شد: شرکت‌ها تا ۳۱ شهریور ۱۴۰۵ و صاحبان مشاغل تا پایان آبان ۱۴۰۵. دیرکرد، جریمه‌ی غیرقابل بخشودگی ۳۰ درصد دارد.

روش‌های ارزیابی موجودی: FIFO و میانگین موزون با مثال

روش‌های ارزیابی موجودی: FIFO و میانگین موزون با مثال

طبق استاندارد حسابداری شماره‌ی ۸، بهای تمام‌شده‌ی موجودی کالا باید با یکی از سه روش شناسایی ویژه، اولین صادره از اولین وارده (FIFO) یا میانگین موزون محاسبه شود و روش‌هایی مثل LIFO معمولاً مناسب نیستند. موجودی در پایان دوره هم به اقل بهای تمام‌شده و خالص ارزش فروش نشان داده می‌شود. این راهنما هر روش را با یک مثال عددی مقایسه می‌کند.